عبد الجليل قزوينى رازى
24
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
بيشتر از دو سه قرن « 1 » مردم بگذشتند و او محمّد بن [ ابى ] زينب را كجا ديد و كجا به دو رسيد ! ؟ و اتّفاق حضور شرطست در وضع مذهب و طريقت ، و نوبختيان پس از عهد حسن عسكرى بودند عليه السّلام و كتب ايشان در تقويت توحيد و تربيت اسلام و ردّ بر فلاسفه و زنادقه و دهريان معروف و مشهور است ، در همهء « 2 » كتبخانهها نهادهاند ، و سخن بو زكريّا بدان « 3 » فصل مخصوص كه در آخر كتاب اشارت كرده است مستقصى برود ان شاء اللّه ، و جابر الجعفى « 4 » - رحمة اللّه عليه - در عهد جعفر صادق عليه السّلام بوده است ، و از وى روايات بسيار است او را بدين جماعت كه رسانيد ؟ « 5 » و اينان او را كجا دريافتند ؟ ! . . ، و [ از ] أبو [ جعفر ] محمّد نعمان مؤمن طاق - رحمة اللّه عليه - تا بهشام حكم سالها بود و مدّتهاى دراز « 6 » ، و بو جعفر طوسى شيخ كبير بو جعفر بابويه را كجا ديد ؟ و ابو طالب « 7 » و ابو عبد اللّه بابويه « 8 » در عهد ما بودند ايشان
--> ( 1 ) - ب ث م : « قوم » و « قرن اهل يك روزگار از مردم ؛ يقال : مضى قرن بعد قرن » ( 2 ) - ب م : « و درين » . ( 3 ) - ب ث م : « در آن » . ( 4 ) - در نسخ موجوده صريحا با الف و لام ، و اينكه مصنف ( ره ) او را تنها از اصحاب امام صادق ( ع ) معرفى كرده مبنى بر اشتباه است زيرا كه بشهادت علماى رجال جابر امام باقر و امام صادق هردو را درك نموده است . ( 5 ) - ع ث : « كى رسيد » . ( 6 ) - مصنف ( ره ) در اين مورد اشتباه نموده زيرا مؤمن طاق با هشام بن حكم معاصر بودهاند و قرائن بسيار بر اين دلالت مىكند و از آن جمله حديث اول كتاب حجت اصول كافى است . ( 7 ) - مراد از ابو طالب گويا همانست كه « ابن شهر آشوب » در « معالم العلماء » تحت عنوان « باب جامع فى من عرف بكنيته » او را چنين معرفى كرده ( ص 124 چاپ تهران باهتمام استاد فقيد عباس اقبال ) : « 905 - ابو طالب الاسترآبادى ؛ له مناسك الحج ، الابواب و الفصول لذوى الالباب و العقول ، المقدمة ، المحدود » و اين احتمال در صورتى است كه اين شخص با مصنف معاصر بوده باشد چنان كه گفته : « در عهد ما بودند » . ليكن در نظر دارم كه در مبسوط شيخ طوسى ( ره ) ضمن ذكر اختلاف فتاوى نامى از ابو طالب استرآبادى برده شده است پس طالب تحقيق خودش در اين مورد دقت كند . ( 8 ) - مراد از « ابو عبد اللّه بابويه » بطور قطع غير « منتجب الدين » صاحب « فهرست » است زيرا وى در زمان تأليف نقض آن شهرت را نداشته كه « عبد الجليل » ( ره ) نام وى را در اين كتاب جزء بزرگان شيعه ياد كند بلكه بسيار كوچك بوده است زيرا طبق تحقيق وفات « منتجب الدين » بعد از 600 ه بوده است و مخصوصا با توجه باينكه مصنف ( ره ) گفته كه : « ايشان در عهد ما بودند » بديهى است كه مستفاد از كلمهء « بودند » آنست كه آن دو نفر در زمان تأليف « نقض » در گذشته -